تبلیغات
کلک خیال
 
کلک خیال
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : آرمین
نویسندگان
نظرسنجی
دوست عزیز که از بلاگم بازدید کردی آیا عاشقی یا کسیو دوس داری؟








آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
سه شنبه 9 اسفند 1390 :: نویسنده : آرمین
آی آدما گوش بکنین وصیت من آی شمایی که می گیرین رو دوشتون جنازه ی من 

دستای منو از توی تابوت بیرون بزارین تا که بدونن هیچ چی از این دنیا نبردم خالین 

این دستای من 

تو رو خدا موهای منو شونه نکشین تا که بدونن دست نوازش نکشیدن رو سر من 

اگه کسی سراغمو ازتون گرفت تو رو خدا نزارین بره آخه اونه قاتل منه 

بگین چشاش به در بود نیومدی سراغش

بگین به یاد تو بود نیومدی سراغش 

بگین که تک پرت بود نیومدی سراغش 

بگین که عاشقت مرد دیگه نیا سراغش 




نوع مطلب :
برچسب ها :

سه شنبه 9 اسفند 1390 :: نویسنده : آرمین
یه روز و روزگاری خیلی دوست داشتم گل عشقتو توی این دلم کاشتم 

اما بد یه عمر خون دلو خوردم فهمیدک نوی دلت جایی نداشتم 

می گفتی عشقت منم تویی پاره ی تنم  فکرشو نکن یه روزی ازت دل بکنم

عشق تو رو خواستم رو چشام گذاشتم اما باز توی دلت جایی نداشتم 

اشک منو در نیار پا رو دل من نذار قلب من واسه تو اه سر به سر من نذار 

اشک منو در نیار 

آخه هیچ کی مثل تو قدر مو نمی دونه اگه بری جایی تو خالیه توی این خونه 

اشک منو در نیار 




نوع مطلب :
برچسب ها :

سه شنبه 9 اسفند 1390 :: نویسنده : آرمین
به من گا کن واسه یه لحظه نگات به صدتا آسمون می ارزه 

من از خدامه بکشم نازتو تا بشنوم یک لحظه آوازتو

من از خدامه من از خدامه

من از خدامه بمونی کنارم من که به حجز تو کسیو ندارم 

من از خدامه که نباشه دوری




نوع مطلب :
برچسب ها :

سه شنبه 9 اسفند 1390 :: نویسنده : آرمین
تو یادگار من بودی افسوس که نیستی تو پیشم اینو بهت گفته بودم نباشی دیوونه 

می شم 

زود رفتی گلم رفتی داغت موند تو دلم حیف بودی گلم رفتی دردامو به کی بگم




نوع مطلب :
برچسب ها :

سه شنبه 9 اسفند 1390 :: نویسنده : آرمین
آروم آروم دارم از یادت می رم عشق من کاری کن دارم از دست میرم من هنوز

 خاضرم واسه تو بمیرم آخه به عشقت اسیرم

کاش می شد یه دفعه فقط یه دفه بگی دوسم داری ازت چی کم می شه سرتو 

رو شونم حس کنم یه دفعه یه دفعه




نوع مطلب :
برچسب ها :

دوشنبه 1 اسفند 1390 :: نویسنده : آرمین
نفسم خیلی دوست دارم

شیشمین ماه دوستیمون تاومدو رسید 

امیدوارم که این دوستی 

ادامه پیدا کنه و ب سال برسه 

همیشه ب پاتم

تا عبد عاشقتم

خیلی دوست دارم

آری 

90.12.01




نوع مطلب :
برچسب ها :

سه شنبه 25 بهمن 1390 :: نویسنده : آرمین
سلام ب همه عاشقا ولنتاینو ب همتون تبریک می گم

اول از همه یه تبریک عاشقانه هم ب عشق خودم می گم

عاشقتم نفسم 

دوست دارم 

ولنتاینت مبارک




نوع مطلب :
برچسب ها :

سه شنبه 25 بهمن 1390 :: نویسنده : آرمین
یه ماه دیگه هم اومد و گذشت 

نامزدیمون دو ماهه شد عشقم 

به امید این که همیشه با هم باشیم

همشه عاشق هم باشیم 

و همیشه ب پای هم باشیم 

و در ضمن ولنتاینمونم مبارک

تو چه روز خوبی نامزرد شدیم

روز ولنتاین 

عاشقتم 

آری 

90.11.25




نوع مطلب :
برچسب ها :

یکشنبه 23 بهمن 1390 :: نویسنده : آرمین
دو روز مونده ب ولنتاین تبریک می گم به همه عاشقا و بقیه افراد گل

حالا خواستم بعضی از روایاتی رو که در مورد ولنتاین هست بزارم بخونین

ولنتاین کشیشی بود که در قرن سوم میلادی در رم زندگی می کرد. در آن زمان «کلادیوس دوم» امپراتور رم ازدواج را قدغن کرد چرا که هنگامی که قصد تشکیل سپاهی عظیم را داشت عده ای از سربازان کنار خانواده هایشان ماندند و به همین دلیل او معتقد بود سربازان متاهل جنگجویان خوبی نیستند.

درباره روز ولن تاین و چگونگی به وجود آمدن این روز افسانه های متفاوتی وجود دارد. عده ای این روز را متعلق به یونان باستان و عده ای آن را حادثه ای می دانند که در قرن سوم میلادی (همزمان با اوایل امپراتوری ساسانی در ایران) رخ داد.
1) روایت اول 
این روز از دوره امپراتوری یونانیان به شهرت رسید. در یونان باستان روز ۱۴ فوریه به روز جونز معروف بود. جونز پادشاه همه بت ها بود. او همچنین مشهور به خدای همه الهه ها و زنان و ازدواج معروف بود. در روز ۱۴ فوریه نیز جشن lupercalia برگزار می شد، در این روز دختران جوان نام خود را روی کاغذ نوشته در بطری هایی می گذاشتند و به آب می انداختند، در طرف دیگر رودخانه پسران جوان در انتظار می ایستادند و هر یک بطری را از آب می گرفتند و تا شب ۱۴ فوریه را با دختری که اسم او را از آب گرفته بودند در جشن شرکت می کردند؛ گاهی هم این آشنایی ها به ازدواج می انجامید. 
۲) روایت دوم 
ولنتاین کشیشی بود که در قرن سوم میلادی در رم زندگی می کرد. در آن زمان «کلادیوس دوم» امپراتور رم ازدواج را قدغن کرد چرا که هنگامی که قصد تشکیل سپاهی عظیم را داشت عده ای از سربازان کنار خانواده هایشان ماندند و به همین دلیل او معتقد بود سربازان متاهل جنگجویان خوبی نیستند. ولنتاین که فکر می کرد این کار عادلانه نیست، مراسم ازدواج زوج های جوان را در خفا انجام می داد و به آنها گل های سرخی هدیه می داد. اما کلادیوس از این نافرمانی مطلع شد و دستور دستگیری و اعدام ولنتاین را صادر کرد. 
ولنتاین به زندان افتاد و در آنجا عاشق دختر نابینای زندانبان شد. این رابطه تا حدی پیش رفت که عشق ولنتاین و اعتقاد او به پروردگار باعث بازگشت بینایی دختر زندان بان شد. سرانجام ولن تاین در روز ۱۴ فوریه اعدام شد. اما او قبل از اعدام نامه ای با امضای «ولنتاین تو» برای دختر زندانبان نوشت و از آن زمان داستان این عشق نافرجام در فرهنگ عامی رسوخ کرد. اما این ها تنها افسانه هایی هستند که صحت و سقم آنها مشخص نیست، افسانه هایی که هر سال در ۱۴ فوریه دوباره زنده می شود. 
● خرافه های روز ولنتاین 
در روز ولنتاین و برای برگزاری این مراسم در کشورهای مختلف خرافه هایی نیز وجود دارد که به طور مثال به برخی از آنها اشاره می کنیم. 
در اروپا ۱۴ فوریه را روز جفت گیری پرندگان می دانند. در انگلستان تعدادی از کودکان با پوشیدن لباس بزرگ ترها از خانه ای به خانه می روند و شعری در ستایش سنت ولنتاین می خواندند.در ولز، مرسوم ترین هدیه روز ولنتاین، قاشق هایی با نقش قفل و کلید بود. هدیه ای با این معنی؛ «تو قلب مرا گشوده ای». در فرانسه، پسران اسم معشوقه خود را روی بازوی لباسشان می نوشتند تا به همه بگویند؛ از عشق من آگاه شوید! 
در بعضی دیگر از کشورهای اروپایی، دختران جوان لباس هایی را که در روز ولنتاین از پسران هدیه گرفته بودند، نگاه می داشتند که این به معنی پاسخ مثبت به درخواست ازدواج بود.داستان هایی هم درباره این روز وجود دارد. اینکه اگر پرنده سرخ از بالای سر دختری عبور کند او با یک ملوان ازدواج می کند و اگر گنجشک عبور کند، همسرش مرد فقیری می شود و اگر آن پرنده سهره طلایی باشد، آن دختر با مردی پولدار ازدواج خواهد کرد. 
در چین افسانه ای خاص وجود دارد که نمادی از عشق است و با روز ولنتاین یکی است، هفتمین روز از هفتمین ماه در تقویم چینی (برابر با ۱۴ فوریه میلادی) به نام «Q Qiao Jie» نامگذاری شده است. روایات زیادی در مورد این روز وجود دارد. یکی از این روایات مربوط به الهه بهشت و هفت دختر اوست، که برای آبتنی به زمین می آمدند و در یکی از روزها گله داری به نام «Niu Lang» لباس های آنها را برمی دارد. 
الهه و هفت دختر برای پس گرفتن لباس هایشان تصمیم می گیرند، زیباترین دختر را که کوچکترین هم بود نزد گله دار بفرستد، هنگامی که این دو یکدیگر را می بینند، عاشق هم می شوند. الهه بهشت به این دو اجازه می دهد، سالی یک بار در هفتمین روز از هفتمین ماه تقویم چینی، یکدیگر را ببینند و در این روز پرنده ای از بال خود پلی می سازد، تا دختر بهشت از آن عبور کند و معشوق خود را ببیند.روز ولنتاین ابتدا فقط در کشور روم رواج داشت اما کم کم به تمام کشورهای اروپایی منتقل شد.





نوع مطلب :
برچسب ها :

یکشنبه 23 بهمن 1390 :: نویسنده : آرمین

نفسم کجایی که دارم میمیرم؟ کجایی که ببینی چه بلاهایی سرم اومده؟ کجایی که ببینی عشقت داره تنها با غم و غصه هاش میمیره؟ دارم میمیرم دیگه نمی تونم خیلی سعی کردم، تلاش کردم که دووم بیارم ولی دیگه نمی تونم امروز دلم بدجوری گرفته همه چی برام بی اهمیت و بی ارزش شده به جز تو ، عشقمون و نامزدیمون. اگه تو، عشقمون و این علاقهی شدیدم نسبت به تو نبود نمی تونستم دووم بیارم والان هفت کفنم پوسونده بودم. میگن دل عاشقا یکیه این حرف واقعا درسته الان آرزوم فقط تویی و دیدم که تو هم ب یاده منی و بهم زنگ زدی یه بار دیگه بهم ثابت شد که دوسم داری و عاشقمی. ای خدابرس ب دادم ای خدا تنهایی سخته. خسته شدم از غم، رنج درد، دوری، مشکلات، دعوا، مکافات و ... منم عاشقم منم دل دارم از یه طرف این نامادریه گوشیمو گرفته از یه طرفم که چهار روزه با ددی دعوا کردیمو با هم حرف نمی زنیم از یه طرفم که دو هفتست نمی تونم اون صدای نازو بشنوم اگه مجنون این همه زجر می کشید عشق لیلی که سهله کلا لیلیو پاک می کردو می نداخت آشغالی و می رفت سراغ یکی دیگه. تنها آرزویی که دارم تموم شدن این 2 سال و گرفتن دیپلم و رسیدن به عشقمه و اگه نشد که بعد دیپلم درسمو بخونمو تموم کنم بعد بریم سراغ کارو بعد استخدامو پیدا کردن خونه مستقیم برم دم دره خونه عشقم و انو از ددی بگیرم اگه این طوریم نشه دیگه زندگیو نمی خوام میرم میمیرم.

آری





نوع مطلب :
برچسب ها :

جمعه 14 بهمن 1390 :: نویسنده : آرمین
خسته شدم دیگه بسمه دیگه نمی تونم صبرم تموم شده

همه خوبیا عشق و حالا زندگیا برا اینو اون

همه سختیا مشکلات درد سر و...

برا من و کسی که دوسش دارمو عاشقشم

ولی نه من جلو همه اینا می ایستمو 

همه چیو مث قبل درستش می کنم 

وگرنه این زندگی ارزششو نداره 




نوع مطلب :
برچسب ها :

پنجشنبه 13 بهمن 1390 :: نویسنده : آرمین
سلام ب همه ی دوستان عاشقم

مرسی دستتون درد نکنه انقد نظر دادین 

که اصلا وق ندارم بخونمشون

بابا یه کامنتی نظری چیزی بزارین کمک کنین

برای اولین بار تو این عمر؟؟ سالم کم آوردم

بد جوریم کم آوردم

موندم سر دو راهی که سهله چهارراهی 

از یه طرف نمی خوام عشقمو و کسیو که دوسش دارمو از دس بدم 

این که نیابد اتفاق بیفته بدون اون من هیچم

از یه طرف فک کنم مامامی عشقم فهمیده و همین مثل معروف پیش اومده

این جاس که شاعر میگه:

(بی تو هرگز با تو مامانم نمی ذاره)

از یه طرفم که گوشیمو گرفتن از طرف دیگر وض نمراتم خرابه

پس نتیجه اخلاقی این که تا عید گوشی بی گوشی

حالا از یه طرفم که نمی تونم باهاش زیاد حرف بزنم 

یا من می زنگم اون ج نمیده و نمیدونم چرا ج نمیده

از طرف دیگه هم که شبا کارم شده گریه خوابم نمیاد

همیشه جای خالی مامانمو احساس می کنم 

اون جایه خالیو النا پر می کرد که اونم نیست 

جای خالیم یه دونه بود دوتا شد

از یه طرفم که ددی پدرمو در آورده درس بخون درس بخون

خلاصه زیاد موش و گربه بازی نکنم ختم کلام این که

موندم خاک کدوم خراب شدرو بریزم تو سرم

لطفا با کامنتاتون کمک کنین که چی کار کنم چه تصمیمی بگیرم

مر30

بدرود




نوع مطلب :
برچسب ها :

پنجشنبه 13 بهمن 1390 :: نویسنده : آرمین
تنها آرزوی من دیدن اون صورت ماهت برای آخرین بار قبل از مردنه

تنها آرزوی من فقط برای یه بارم که شده بوسیدن اون لبای نازت برای آخرین باره

تنها آرزوی من بغل کردن تو برای آخرین بار قبل از مرگه

تنها آرزوی من احساس اون گرمای عشقت برای آخرین باره

تنها آرزوی من ضل زدن تو اون چشای نازت برای آخرین باره

تنها آرزوی من گرفتن اون دستای نازت تو دستام برای آخرین باره

تنها آرزوی من شنیدن کلمه ی دوست دارم از اون لبای نازته 

تنها آرزوی من شنیدن کلمه ی عاشقتم از اون لبای نازت برای آخرین باره

تنها آرزوی من .....

گفنم تنها آرزوی من برای آخرین بار ولی فک کنم حدود 10 تایی شد و بخوام بازم

بنویسم یه سال ب کوب بشینم بنویسم تمومی نداره 

چون عاشقتم

ولی تو پیشم نیستی 

دارم میمیرم بی تو 

من برای تو 1000 بار مردمو زنده شدم 

ولی فک نکنم این دفه بتونم زنده شم چون تو پیشم نیستی 

بدرود




نوع مطلب :
برچسب ها :

سه شنبه 11 بهمن 1390 :: نویسنده : آرمین
سلام ب همه

چند کلمه حرف دارم با بعضی از کسانی که فکر می کنن عاشقنو خودشونو عاشق مودونن

ولی وسط را می زارن می رن

اگر فکر می کنین نبودنش خیلی بهتر از بودنشه


چشماتونو رو ببندین و یه لحظه ب نبودنش در کنارتون فکر کنین


 اگر چشماتون خیس شدن بدونین که داریین ب خودتون دروغ می گین


 و هنوز خیلی دوسش دارین


حتما این کارو بکنین

دیگه ولنتاین نزدیکه

پیشاپیش ب همه عاشقا و کسایی که دوس پسر و دوس دختر دارن 

تبریک می گم

یه درخواستی از پسرا دارم 

حتما قدر کسیو که عاشقشین عزیزه دلتونه و خیلی دوسش دارینو بدونین


قدر دوس دختراتونو عشقاتونو خواهراتونو و ماماناتونو


بدونین


چون دخترا و خانوما حساس تر از اشک 


احساسی تر از عشق


لطیف تر از گل


مهربون تر از دریا 


و خیلی دوس داشتنی هستن


مواظب خودتون باشین 


marvin




نوع مطلب :
برچسب ها :

دوشنبه 10 بهمن 1390 :: نویسنده : آرمین

روزی دختری از پسری که عاشقش بود پرسید : چرا مرا دوست داری ؟ چرا عاشقم هستی ؟

 

پسر گفت : نمی توانم دلیل خاصی را بگویم اما از اعماق قلبم دوستت دارم

 

دختر گفت : وقتی نمی توانی دلیلی برای دوست داشتن پیدا کنی چگونه می توانی بگویی عاشقم هستی ؟!!!!

 

پسر گفت : واقعا دلیلش را نمی دانم اما می توانم ثابت کنم که دوستت دارم

 

دختر گفت : اثبات؟!!!! نه من فقط دلیل عشقت را می خواهم . شوهر دوستم به راحتی دلیل دوست داشتنش را برای او توضیح می دهد اما تو نمی توانی این کار را بکنی !!!!

 

پسر گفت : خوب ... من تو رو دوست دارم چون زیبا هستی

چون صدای تو گیراست

چون جذاب و دوست داشتنی هستی

چون باملاحظه و بافکر هستی

چون به من توجه و محبت می کنی

تو را به خاطر لبخندت دوست دارم

به خاطر تمامی حرکاتت دوست دارم

 

دختر از سخنان پسر بسیار خشنود شد

 

چند روز بعد دختر تصادف کرد و به کما رفت

 

پسر نامه ای را کنار تخت او گذاشت

 

نامه بدین شرح بود :

عزیز دلم !!!تو رو به خاطر صدای گیرایت دوست دارم ..... اکنون دیگر حرف نمی زنی پس نمی توانم دوستت داشته باشم

دوستت دارم چون به من توجه و محبت می کنی ...... چون اکنون قادر به محبت کردن به من نیستی نمی توانم دوستت داشته باشم

تو را به خاطر لبخندت و تمامی حرکاتت دوست دارم ..... آیا اکنون می توانی بخندی ؟ می توانی هیچ حرکتی بکنی ؟ ...... پس دوستت ندارم

اگر عشق احتیاج به دلیل داشته باشد در زمان هایی مثل الان هیچ دلیلی برای دوست داشتنت ندارم

 

آیا عشق واقعا به دلیل نیاز دار؟

نه

و من هنوز دوستت دارم . عاشقت هستم





نوع مطلب :
برچسب ها :



( کل صفحات : 5 )    1   2   3   4   5